حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
569
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
هيچيك اهميت ندارد و در نوميدى بسى اميد است . بندهزاده اين اوقات . . . « 67 » الطاف عالى را به او مىنويسم . و باز عرض مىكنم به فال من معتقد باشيد . آنچه سهم و حق بيمارى و خطرات مزاجى و جسمانى بود ، بنده ادا كردم ؛ حضرت عالى سالم باشيد . راه اميد نيز به فضل خدا باز است و رشتهء امل دراز و عمر جناب عالى درازتر . 16 ذيحجه « 68 » هو فدايت شوم مندرجات رقيمهء اين ماه همه صحيح و برهانى بود . من هرگز منكر محسوس نيستم و البته سعادت و نكبت يك آدم و يك خانزاده و يك گروه ، به اراده و مشيت الهى و تقديرات غيبى است . آنكه عرض كرده بودم اين بود كه ، ماها پروردهء ولينعمت و برآوردهء تربيت اين خاكيم ؛ تا دامن كفن زير اين توده نكشيده از رنج زندگى نياسودهايم ، فرض ماهاست در خير و صلاح و سعادت و نيكبختى آن بگوئيم ، بكوشيم و از خدمت خيالى و مجالى ، قلمى و قدمى ، دعائى و استدعائى باز نمانيم . راست است ، پير و خستهدل و ناتوان شديد ، اما مأيوس نشويد ، « به من چه » نگوئيد ، كناره نگيريد . قدر خدمت حق ، درستى و نتيجهء دولتخواهى گم نمىشود . يكى از دلايل نظر بلند اولياء دولت همينكه ، دست از جناب اجل باز نداشتهاند . كاش در ملازمت ركاب همايون ، چند ماهى بيرونها مىرفتيد . بقول معروف ، هم فال بود و هم تماشا . انشاء الله بنده هم در غيبت موكب منصور ، هرطور باشد ، مأذونا مجازا به ترميم بدن و تزكيهء روح ، انشاء الله حركت مذبوحى خواهم كرد . راستى « مباركباد » عيد فراموش شد . انشاء الله سالها باخوشى و اجلال ، عيد سعيد به وجود منصور تجديد شود . 22 ربيع الاول « 69 » هو فدايت شوم در عريضهء سابق اگر تاريخ ترك شده بود ، گناه من نيست ؛ خشكسال اين طرف و نالهء زارع و فلاح فقير ، هول قيامت را آشكار كرده ، حساب روز و ماه از دست رفته است . اما ، مرقومات مباركات در طبع بنده ، خاصيت ابر آذارى و طراوت بهارى مىآورد ؛ جز اينكه يك فصل آن را بد خوانده بوديد . خدا رحمت كند مرحوم ميرزا اسد الله خان نواب جد ما را كه به حاضرين سفره گفته بود : « بسم الله ! ميل
--> ( 67 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 68 ) - مقصدنامه : تهران . ( 69 ) - مقصدنامه : تهران . اين نامه احتمالا در سال 1321 نگارش يافته است .